حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
461
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
سرّ : خفايى ميان عدم و وجود ( است ) ، و حقيقت سرّ آنچه زبان علم نگفت ، عارف بىوسايط از خود دارند و افشاء آن نتواند . اين مكنونات كواشف ملك و ملكوت است . حلاج : آنچه بكر است و غير حق كسى درنيابد . عراقى : صفت ارادت الهى را گويند . عارفان گويند سرّ آن چيزى است كه آن را پنهان دارند و با نامحرمان در ميان ننهند . مولوى : او يار قار نبود از يار ببرد * آن ده دله را محرم اسرار مداريد . حافظ : با مدعى مگوييد اسرار عشق و مستى * تا بىخبر بميرد در درد خودپرستى اسرار مكنون : استعدادهاى نهفته در دل عارف و جز خاصان خدا و راسخان در علم از آن خبر ندارند . اسرافيل : نام فرشتهء مؤكل بر باد و مأمور دميدن صور در روز رستاخيز ؛ نمادى از احياى دلهاى خفته و يا مرده است . حلاج : كروب كبير ، روح ناطق كه مترصد علم غيب از لوح محفوظ است و او لوح محفوظ را در غيب بيند . اسفار : جمع سفر ، سپيديهاى روزها ، كتابهاى كلان ، مطلق كتاب . منظور عارف از اسفار ، سفرهاى روحانى از خلق به حق و از حق به خلق و از خلق در خلق و از حق در حق است . اسفار اربعه : چهار سفر عارف ؛ 1 . سفر از خلق به حق 2 . سفر حق در حق 3 . سفر از حق به خلق 4 . سفر حق در خلق . عبد الرحمن جامى گويد : نخستين سر از خلق به سوى حق است ؛ در اين سفر ، سالك از كثرات موجودات روى گردانيده به سوى حقيقت و عالم وحدت توجه كند . دوم سفر از حق است كه در اين سفر ، سالك در اوصاف و اسماء الهى سير مىكند و اندك اندك خود را مانند قطرهء آبى در درياى امواج عظمت احديت غرق مىبيند . سوم سفر از حق به خلق است كه فناء در حق است . چهارم سفر آخرت است به حق در خلق « 1 »
--> ( 1 ) . جامى ، عبد الرحمن ، نفحات الانس ، ص 108 .